پيش خوانش:
خاطره مان خنجر آجين بود... كافي نيست اما...خاطره مان را خنجرآجين تر مي كنند...
چاه ِ شغاد را ماننده
حنجره اي پرخنجر در خاطره ي ِ من است
چون انديشه به گوراب ِ تلخ ِ يادي درافتد
فرياد
احمد شاملو - حدیث بی قراری ماهان
برای پاره به هم چسبیده مان/ در دو سیاره دور از هم/ فریادی خواهم زد/ اگر چه تو نشنوی ...
پيش خوانش:
خاطره مان خنجر آجين بود... كافي نيست اما...خاطره مان را خنجرآجين تر مي كنند...
چاه ِ شغاد را ماننده
حنجره اي پرخنجر در خاطره ي ِ من است
چون انديشه به گوراب ِ تلخ ِ يادي درافتد
فرياد
احمد شاملو - حدیث بی قراری ماهان
- تو خلق شدي
تا شكوه
معني ِ خود را بيابد ! -
در دامنه ي ِ كوهسار ِ تو
قدم زدم و تماشا ...
ولي حالا
نمي بينمت
تو قد كشيده اي
يا من كوتاه شده ام؟