دهانت را مي بويند
مبادا كه گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي بويند...
شاملو ي بزرگ
بر بلندي و
در مسير ِ باد
پروازم دادي
و سقوط كه كردم
خون را
از بال ِ نورسته پاك كردي
و زماني دراز
پرستاري...
و باز
پر،باز و
باز
زمين...
غرق ِ مه ِ آسمان
كمان را بر پشت ات نمي بينم
و پرواز ِ من
فرصت ِ تفريح ِ توست
همچنان.
سلام
پاسخ دادنحذفوب باحال وبا شعرهای بسیار زیبائی داری. موفق باشی
با شما موافقم
پاسخ دادنحذفشعر زیبایی سرودین دوست من
بسیار شایسته و روان انطور که در خور شماست و زیبنده شما
موفق باشین
خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش/ بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پاسخ دادنحذف(جلال الدین محمد)
حبیب عزیزم
پاسخ دادنحذفشکر خدا که من اهل معاملات آنچنانی نیستم.شوری مرا به تو کشانده است که با هیچ چیز عوضش نمی کنم.اینروزها سر در پی یک اندوهم.خلاص که شدم از تو با تو خواهم گفت.
آنکه پروازمان می دهد صرفا
تا زخممان ببندد و پرستارمان باشد.جهان اندوهباری است حبیب.هر چه پیشتر می رویم تنهاتریم.
سایه ی شاملو رهات نمی کنه...
پاسخ دادنحذفروی تمام شعرات سایه انداخته
خوب نیست آدم تا این حد از یه نفر ملهم باشه
ببخشید که انقدر رک حرف می زنم
امیدوارم از انتقادم ناراحن نشی...
راستی حالا که انتقادمو کردم بهتره برات روشنتر کنم چرا همچین اعتقادی دارم:
پاسخ دادنحذفغزل هفتم؟ سرود پنجم سرود آشنایی های ژرف تر است !
البته یادت نره که گفتم الهام نگفتم تقلید !
پاسخ دادنحذفزبون شعریت خوبه... لحنتم قویه ولی بهیچ وجه مستقل نیستی.