سلام.ممنون از دقتی که در خواندن وبلاگم دارید.درباره بیان آهنگین ،آهنگینی فقط محدود به کلام نیست ،تاثیری آهنگین در روح...فکر می کنم من منظورم رو خوب بیان نکردم. درباره نام و نام خانوادگی ، اتفاقا من هم تصمیم گرفته بودم که نام خانوادگی ام رو هم ذکر کنم ،فکر می کنم این طور بهتر خواهد بود.که هم زمان شد با نظر شما. به هر حال نام و نام خانوادگی من در وبلاگم ذکر شده.خوشحال می شم.ممنون.
قبل از هر چیز بگم منظورم از دومیه پست قبلیت بود ! یعنی دومیه از لحاظ مکان نه زمان ! از تکرار کلمه ی جاودانه خوشم اومد ... مخصوصا که کلمه ی خورشید یه جورایی تداعی جاودانگی رو داره ... با کسوف هم فضای قشنگی میسازه ...
اما در مورد شعر جدیدترت : آخرش آدم از خودش می پرسه که چی ؟!! یعنی کوتاهیش به اندازه ی کافی گویا نیست ... نتونستی حرفاتو با مقدار شعرت هماهنگ کنی ... یعنی ایجازش مخل معناست به زبونه تخصصی تر ...
در ضمن غلیظی و سیاهی در آخر دو تا جمله ی شعرت یه حالت بدی دارند . از لحظا موسیقی درونی می گم . یه کم شعرو می کشند ... نمی دونم چطور توضیح بدم ولی ازشون حال نکردم ! کلا نسبت به شعرای دیگه ت قوی نبود ولی دومیه خوب بود راستی تو چرا واسه شعرات اسم نمیذاری ؟!! اینم یه پیشنهاد از ننه ی عروس ! خوش باشی ... انقدم سیگار نکش ! ضرر داره !
زیبا بود خیلی
پاسخ دادنحذفدعا مي كنم روشن شود تمام تاريكيها آقا ! بله ...خيلي سال پيش خواندمشان.
پاسخ دادنحذفسلام.ممنون از دقتی که در خواندن وبلاگم دارید.درباره بیان آهنگین ،آهنگینی فقط محدود به کلام نیست ،تاثیری آهنگین در روح...فکر می کنم من منظورم رو خوب بیان نکردم.
پاسخ دادنحذفدرباره نام و نام خانوادگی ، اتفاقا من هم تصمیم گرفته بودم که نام خانوادگی ام رو هم ذکر کنم ،فکر می کنم این طور بهتر خواهد بود.که هم زمان شد با نظر شما.
به هر حال نام و نام خانوادگی من در وبلاگم ذکر شده.خوشحال می شم.ممنون.
سلااااام!
پاسخ دادنحذفچطوری گلی ؟!!
شعره دومیه قشنگ تر بود !
وقتي كه او
پاسخ دادنحذفدر تو طلوع مي كند
همچون چراغ جادو
آويخته روشن مي شوي
آويخته بر گردن خودت
تاريكي غليظ شب
بادود سيگار
چون جان از لبت
مي گريزد
و هزار كهكشان
در تنت باقي مي ماند
با هزار سوال
بي جواب
آن چه کویر برهوت را زیبا می کند، تصور وجود چاهی و واحه ای در گوشه از آن، در جایی از دلش است. نیست؟
پاسخ دادنحذفحالا تخصصی تر می نظرم !
پاسخ دادنحذفشاهین وارد می شود !
قبل از هر چیز بگم منظورم از دومیه پست قبلیت بود ! یعنی دومیه از لحاظ مکان نه زمان !
پاسخ دادنحذفاز تکرار کلمه ی جاودانه خوشم اومد ... مخصوصا که کلمه ی خورشید یه جورایی تداعی جاودانگی رو داره ... با کسوف هم فضای قشنگی میسازه ...
اما در مورد شعر جدیدترت :
پاسخ دادنحذفآخرش آدم از خودش می پرسه که چی ؟!!
یعنی کوتاهیش به اندازه ی کافی گویا نیست ... نتونستی حرفاتو با مقدار شعرت هماهنگ کنی ... یعنی ایجازش مخل معناست به زبونه تخصصی تر ...
در ضمن غلیظی و سیاهی در آخر دو تا جمله ی شعرت یه حالت بدی دارند . از لحظا موسیقی درونی می گم . یه کم شعرو می کشند ... نمی دونم چطور توضیح بدم ولی ازشون حال نکردم !
پاسخ دادنحذفکلا نسبت به شعرای دیگه ت قوی نبود
ولی دومیه خوب بود
راستی تو چرا واسه شعرات اسم نمیذاری ؟!!
اینم یه پیشنهاد از ننه ی عروس !
خوش باشی ... انقدم سیگار نکش ! ضرر داره !
سلام آقاي سليمي نژاد
پاسخ دادنحذفاز اين كه مي آييد و نظر مي دهيد ممنونم . اميدوارم موفق باشيد . از اين كه دير آمدم عذر مي خواهم . منتظر نوشته هاي بهتر شما هستم .