۱۳۸۵ خرداد ۱۱, پنجشنبه

چهره

 


 


صورت ام در نسيم


غريبي مي كند و


                    گريه


براي كودكان همسايه اش


                              چشم ها


 


 

۶ نظر:

  1. برای تو:

    ماه
    سرمست می گذرد

    در راه
    کسی با گلوی زخمی می خواند

    ماه
    می آشوبد

    پاسخ دادنحذف
  2. راستی، باد هم وحشی می شود اما "نه" همیشه ...

    پاسخ دادنحذف
  3. پیچیده نبود.

    در رابطه با متن قبلی تون هم:
    هیچ عشقی بهترین عشق نیست.هر کدوم نوع خاصی هستند ، حتی گاهی فکر می کنم با گذشت زمان و تجربه هایی که به دست می آریم یاد می گیریم که چطور بهتر عشق بورزیم و چطور از در کنار هم بودن ها بیشتر لذت ببریم.....

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام.
    یکی از همین روزها
    سرازیر می شوم از غارم.
    به تماشای تو.

    پاسخ دادنحذف
  5. این دو نی نی بی قرار که در پس پلک ها قایم باشک بازی می کنند همیشه خیس که می شوند یله می شوند در آفتاب رخسار.

    همیشه از طرح آنچه در نظر داشتم این بود که شوکه ام کند.
    (بهار آمد پریشان باغ من پژمرده بود اما
    به جو باز آمد آب رفته، ماهی مرده بود اما)
    و یا دوست نازنینم احمد بیرانوند گفته بود:
    "اینجا راست که بگویی
    اول آویزانت می کنند
    بعد به چهار میخت می کشند
    درست مثل آینه قدیمی مادر بزرگم"
    طرح چنان ضربه یی با خود دارد که یاد آور رباعی های خیام می شود در ذهن. می کوبد. کوتاه و جاندار. حالا باید ببینی طرح تو چقدر این معنی را با خودش تداعی می کند.

    پاسخ دادنحذف
  6. وقتي اينهمه كوتاه شعر هاي زيبا هست ...من همه جا غربتي مي شوم آقا!

    پاسخ دادنحذف