پاي ِ مرا كه مي بري
با شليك ِ تپانچه
آنقدر دور مي شوي
كه جز جسم ِ سياه بادپائي
از تو نمي بينم
و نوار ِ سفيدي را
كه پاره مي كني
و شهر پر از تو مي شود
در فرياد ِ تركيدن ِ قهقهه ات ...
...و بال، بال
بال بال
ماراتن شده ام
بي پا و با بال
ادامه ي ِ نوار ِ سفيد ِ پايان
به دور ِ شهر
و در آسمان
خورشيدي بال بال مي زند
اصلا" بال مي زند
تو كجا مانده اي؟
نوار ِسفيد
حلقه ي ِ درازي
از آتش شده است
پشت ِ نوار ِ نور
تو كجاها مانده اي؟
با سلام و درود بر شما .
پاسخ دادنحذفتو همانی هستی که می اندیشی !!!
ان ال پی مانند اسلحه ای لیزری است که دست هر انسانی بیفتد خود و محیط پیرامون خود را بلافاصله متحول می کند!!.
در این پدیده نوظهور ، اسرار زندگی و دنیای پیچیده انسانی فاش می شود .
با کمک تکنولوژی فکر میتوان قطعات بهم ریخته ذهن را مرتب کرد و به شناخت بالاتری نسبت به خود و خدای خود دست یافت .
من در وبلاگم درسهای ان ال پی را ارایه میدم .
اگر شما منت بزارید و سری بزنید و نظری نیز مرحمت کنید . ممنونم .
سلام،
پاسخ دادنحذفآقای canibalism و متنی در مورد "رمان پست مدرن و متافیکشن".
منتظر حضور شما هستم.
امضا مهظوف
سروش سمیعی
با این زبان که قدیمی می زند باید ایماژیسم مدرن خیلی قویتری به کار ببری تا کار خودش را در فضا باز کند ..."شخصیت بخشی " از تکنیک های بسیار مرسوم برای ایجاد شاعرانگی در متن است . با آن به – روزم پیپ قرمز
پاسخ دادنحذفسلام دوست عزیز......وبلاگ زیبایی داری با حرف هایی زیبا ...همیشه موفق باشی ...یا حق
پاسخ دادنحذفانگار همه چیز را
پاسخ دادنحذفبه هم ریخته؟!
شاید می خواهد دوباره بسازی!