۱۳۸۵ اسفند ۱, سه‌شنبه

زنده

 


مگر جنبش


مگر سحر ِ صدای زنده ی تو


- پیمایش  ِ بی ماندگی ِ فاصله -


ورنه آلاله ی منجمد ِ نگاهت


نه که هیچ


امّا …


.


.


.


- می دانم بهانه است


امّا …


 





پ.ن: دوستانی که با صافی ها مشکل دارند از لینک زیر استفاده کنند:


                            http://jjkk1.blogsky.com


یکی از غریبان روزگار _ اکبر سردوزامی


ساز گویی بال در می آورد _ حاج قربان سلیمانی


از 1338 تا همین امروز _ اکبر سردوزامی


 

۷ نظر:

  1. سلام
    قطره ای باش اما زلال

    وبلاگ زیبای داری به امید بهتر شدن
    به ماهم یه سر بزن ممنون میشم

    پاسخ دادنحذف
  2. درخواست اشتراك نسخه چاپي مجلات به صورت آنلاين با استفاده از خدمات سايت magiran.com

    پاسخ دادنحذف
  3. تاریک و وحشتناک بود، بوی گَندِش، حالمو بِهَم میزد. یاد سیاه چال مدرسمون افتادم. هر طرف می چرخیدم چیزی جز سیاهی نمی دیدم. کم کم داشت نفسم تنگ می شد و نزدیک بود خفه شم، که در همین لحظه ...؟
    اگه می خوای بقيه رو بخونی بهم سر بزن.
    منتظرم.
    داستانک

    پاسخ دادنحذف
  4. «مگر جنبش تو
    مگر سحر ِ صدای زنده‌ی تو
    پیمایش ِ بی‌ماندگی ِ فاصله را
    از ميان بردارد.»

    سلام.
    بگذار كمي به آخرين بار كه ديدمت فكر كنم؛ كفش‌هايي كه پا كرده بودي چه رنگي بود؟
    موهات را داده بودي بالا و سيگار از كنج لبت تكان نمي‌خورد. باد مي‌آمد و تو در هراس اينكه مبادا برگ‌هاي دفتر شعرت را دختر كولي باد بربايد.
    و من چشم در چشم دختر كولي باد، كه شايد فال موهاي آشفته‌ام را بگيرد، آخر من از تبار سليمان‌ام و با باد نسبتي ديرينه دارم.
    بگذار نوشابه‌ به جاي دلستر برايت باز كنم! تو هم موبايلت را گوشه‌ي طاقچه اتاق من جا بگذار.
    تو به خانه‌ات برو تا من هم به تنهايي بروم تالار تاتر شهر.
    و هر سه‌شنبه با تو قرار بگذارم برويم نشر چشمه. تو سر قرار نيا و گردن من بينداز.
    تالار تاتر شهر، نشرچشمه، هتل، چاي، سيگار لايت، فرودگاه و...
    بگذار كمي به آخرين بار كه ديدمت فكر كنم؛ حبيب، كفش‌هايي كه پا كرده بودي چه رنگي بود؟

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام
    من سایت شما رو دیدم و مطالب خوب و قابل خوندنی داشت.
    خواستم بگم که اگه تو هم لطف کنی و مرام بزاری و بیای و نظرت در مورد سایت ما بگی ممنونت میشم.
    متشکرم
    WwW.Rap-Par.blogfa.com

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام حبیب عزیزم
    با آبی مگسی منتظرتم
    سروش

    پاسخ دادنحذف
  7. چه خوب كه دوباره مي خونمت.

    پاسخ دادنحذف