۱۳۸۵ آبان ۱۵, دوشنبه

هذيان حروف به هم ريخته بر گونه ها

 



 


 


نه! يادم نمي رود


مي نويسم اش


گاواره بان يادم است


كمركش هم از يادم بالا نمي رود


.


.


.


فعلا" همينجور چكه كن


قرن بيست و يكم و مرثيه اي بر معجزه


نقش ِ سنگ است


سنگ هم تشنه است


تشنه هم سنگ است


تاريك است


.


.


.


در كه باز شد بيا تو


. . . ؟!


اگر خواستي هم، بمان


پرچم و عرياني هم بپوش


.


.


.


سطر آخر كركس كه نباشد


هر كلمه اي خوب است...


 من رسيدم […]!


.


.


.


مسير ِ طوفان را ببر به بيابان


خس خس ِ سينه  افتخار ندارد...


تو اگر برسي


خواندنی هستی


حتی اگر نوشته نشوی !


 


                                                                85.8.29


 


 

۳۴ نظر:

  1. گاهی زبونم حتی از گفتن آفرین هم عاجز می شه . تو باید از اون پیامبرا باشی که فقط کتاب ندارن . وگرنه همیشه عصاشون مار می شه . انگار توی این شعر به یه سفره ی رنگین دعوت بودم . سیر شدم .

    پاسخ دادنحذف
  2. سلیمی نژاد پیشاپیش به استقبال رفته یی؟
    برایت ایمیل زدم بخوان.

    پاسخ دادنحذف
  3. درست است که ادبیات به گه کشیده این مملکت پدر و مادر ندارد. ولی خواهر که دارد! پس ما می توانیم !

    http://peepeghermez.persianblog.com

    پاسخ دادنحذف
  4. گاواره بان را با آن مادیان سرخ یال خواندم . آن مادیان سرخ یال کتابی بود مانند آهستگی میلان کوندرا که دوست داشتم هیچ وقت تمام نشود. آنقدر آرام آرام می خواندم انگار که دارم "می خوانمش"
    احمد کایا دموکرات خسته:
    http://sadsaltanhai.panjare.org/2005/09/blog-post_23.html
    تا بعد

    پاسخ دادنحذف
  5. مسير ِ طوفان را ببر به بيابان
    خس خس ِ سينه افتخار ندارد
    :
    تو اگر برسي
    خواندنی هستی
    حتی اگر نوشته نشوی!

    پاسخ دادنحذف
  6. محشر بود... خسته نباشید.
    سنگ هم تشنه است

    تشنه هم سنگ است

    تاريك است

    .

    .

    .

    در كه باز شد بيا تو

    . . . ؟!

    اگر خواستي هم، بمان

    پرچم و عرياني هم بپوش

    .

    .

    .

    سطر آخر كركس كه نباشد

    هر كلمه اي خوب است...

    من رسيدم […]!

    .

    .

    .

    مسير ِ طوفان را ببر به بيابان

    خس خس ِ سينه افتخار ندارد...

    تو اگر برسي

    خواندنی هستی

    حتی اگر نوشته نشوی !


    واقعا لذت بردم...

    پاسخ دادنحذف
  7. این چیز دیگری بود / خوشم آمد

    با احترام و پیوست | پاییز زیباست

    پاسخ دادنحذف
  8. ببینم یعنی کسی هست که دلتنگی نداشته باشد
    اگر هست دلم برایش می سوزد
    چون از زندگی چیزی در ذهنش نخواهد ماند
    ..........
    گاواره بان را
    باورت می شود هزار بار بیشتر خوانده ام
    نمی دانم چرا
    درست مثل کتاب پداگوژی هر شب هم که دست بگیرم باز هم می خواهم اش

    پاسخ دادنحذف
  9. سلام دوست عزیز شعر خوبی بود. لطف می کنی به من سری بزنی. من البته بیشتر داستان می نویسم

    پاسخ دادنحذف
  10. سلام
    با یک شعر تازه به روزم و منتظر شما

    پاسخ دادنحذف
  11. سلام حبیب جان
    آقا شعرت زیبا بود و خواندنی...بازی با کلمات و پارادوکس هایی که در کارهات داری بازی زبانی خوبی به پا کرده . این تصویر گرایی هم که داری خاص بینش تو ه برای همین خوب در جای خودش می شینه. فضاهای بین این شعر قرارداد های خوبی اند. سطر آخر قبل از هر فضای باز یه جنون آفرینی کاذب داره در متن . خیلی خوب بود.
    آقا با یه داستان به روزم
    با احترام

    پاسخ دادنحذف
  12. سلیمی شعرتو خوندم .عالی بود عالی هست.

    پاسخ دادنحذف
  13. دیر آمدنم را فاصله مشمار
    .
    .
    .
    شعرت را رقصیدم و فروتنانه ی حضور شاعرانه ات را ـ بی هیچ کلیشه و تکرار تعارفی ـ به شرم بی واژگی نشسته ام.
    زندگی ارزانی همیشه هایت

    پاسخ دادنحذف
  14. نه به درس و اینا مربوط نمیشه حبیب . فقط معمولی خونم بالا زده .
    کار خوبی بود _ نسبتا -
    خوش باشی

    پاسخ دادنحذف
  15. سلام
    افرین حبیب جان
    "سطر اخر کرکس که نباشد
    هر کلمه ای خوب است..."
    بند ها قوت بالایی داشتند مخصوصا در استقلالشان
    شاد زی

    پاسخ دادنحذف
  16. با " مکانیزمهای دفاعی متن " به روزم ...

    پاسخ دادنحذف
  17. سلام اقای سلیمی نژاد
    با شعری به نام "فوتبال"به روز هستم.منتظر شما

    پاسخ دادنحذف
  18. سلام ...حبیب جان ...نمی دونم زنده ام یا نه...فقط دعایم کن....به روز شده ام ...اما فقط برای رفع شرمندگی....اگر تونستس به روز کردنم رو به دوستان خبر بده که نای نوشتن برای من نمونده...

    پاسخ دادنحذف
  19. آواز




    راهی نشان ده

    کوتاه نباشد ،

    وساده

    بی هیچ رمز نماد ونشانه

    بی هیچ کشته،

    وبی هیچ هزارهزار راهرو

    تاریک/ باریک/ کور

    که به تو هم راهی ندارد ،

    حالا که عشق را خلوتی

    رها تر از هر خیال مجال می دهی

    راهی نشان ده

    .

    پاسخ دادنحذف
  20. سلام
    وبلاگ خوبی دارید!
    پیشنهاد می کنم لینک وبلاگتان را در لینکستان سایت ما قرار دهید.

    موفق باشید!

    پاسخ دادنحذف
  21. (تک سرفه ای ناگاه
    تنگ از کنار تو
    آه...احساس رهایی بخش همچراغی)

    نیستی همچراغ
    گاهی فقط سرفه ای دیگران را مجاب می کند که هستیم.می گویم :مجاب، و نه آگاه.
    بنویس.موج از پی موج.به امواج نخستین بازگرد و باز از نو.

    پاسخ دادنحذف
  22. دوست خوبم
    حضورت همیشه خوب است.
    سپاس

    پاسخ دادنحذف
  23. خواندنی بودن اصل است و گرنه نوشته و نوشتنی زیاد است گرچه نوشتن جسارت می خواهد

    پاسخ دادنحذف
  24. سلام
    با یک شعر تازه به روزم ومنتظر حضورت عزیز

    پاسخ دادنحذف
  25. آخرین بار کامنتی گذاشتم بر شعر " ابدیت " شما.

    بند آخر ِ شعرتان بشدت حس دارد و القای ِ خوب.

    ***

    نظر بدهید خوشحال میشوم.

    ترنج

    پاسخ دادنحذف
  26. سلام وخسته نباشید
    بسیار زیبا می نگارید
    قابل تحسین و متفاوت .............
    ........فرداهای تو روشن است.آنچنان که بخواهی،چون از گذشته ها به امروز سفر میکنی نیاز نیست تیرگیهای ایام رفته را همراه خویش بری.امروز پدیده ای شگفت است،سرشار توان وامکان،تا زندگی را بدان پایه بنا کنی که آرزومندی.......
    در پناه یزدان باشید
    بای

    پاسخ دادنحذف
  27. سلام.مهمون تازه وارد شما وبلاگ نویس ها هستم.میدونم سر میزنید.منتظرم...

    پاسخ دادنحذف
  28. خوشحالم که وبلاگ خواننده ی خوبی مثل شما دارد . ممنون !

    پاسخ دادنحذف
  29. سلام به شما شاعر اشعار تان را خو ا ندم در ظاهر به نظرم زیبا می آید ولی من چیزی زیادی آز آن متو جه نمی شم راستی به وبلاگ من هم سری بزنید و نظرتان را بگو یید با تشکر حق نگهدارتان

    پاسخ دادنحذف