نه! يادم نمي رود
گاواره بان يادم است
كمركش هم از يادم بالا نمي رود
.
.
.
فعلا" همينجور چكه كن
قرن بيست و يكم و مرثيه اي بر معجزه
نقش ِ سنگ است
سنگ هم تشنه است
تشنه هم سنگ است
تاريك است
.
.
.
در كه باز شد بيا تو
. . . ؟!
اگر خواستي هم، بمان
پرچم و عرياني هم بپوش
.
.
.
سطر آخر كركس كه نباشد
هر كلمه اي خوب است...
من رسيدم […]!
.
.
.
مسير ِ طوفان را ببر به بيابان
خس خس ِ سينه افتخار ندارد...
تو اگر برسي
خواندنی هستی
حتی اگر نوشته نشوی !
85.8.29
سلام حبیب جان
پاسخ دادنحذفچه خبر؟
گاهی زبونم حتی از گفتن آفرین هم عاجز می شه . تو باید از اون پیامبرا باشی که فقط کتاب ندارن . وگرنه همیشه عصاشون مار می شه . انگار توی این شعر به یه سفره ی رنگین دعوت بودم . سیر شدم .
پاسخ دادنحذفسلیمی نژاد پیشاپیش به استقبال رفته یی؟
پاسخ دادنحذفبرایت ایمیل زدم بخوان.
درست است که ادبیات به گه کشیده این مملکت پدر و مادر ندارد. ولی خواهر که دارد! پس ما می توانیم !
پاسخ دادنحذفhttp://peepeghermez.persianblog.com
گاواره بان را با آن مادیان سرخ یال خواندم . آن مادیان سرخ یال کتابی بود مانند آهستگی میلان کوندرا که دوست داشتم هیچ وقت تمام نشود. آنقدر آرام آرام می خواندم انگار که دارم "می خوانمش"
پاسخ دادنحذفاحمد کایا دموکرات خسته:
http://sadsaltanhai.panjare.org/2005/09/blog-post_23.html
تا بعد
سلام
پاسخ دادنحذفمسير ِ طوفان را ببر به بيابان
پاسخ دادنحذفخس خس ِ سينه افتخار ندارد
:
تو اگر برسي
خواندنی هستی
حتی اگر نوشته نشوی!
محشر بود... خسته نباشید.
پاسخ دادنحذفسنگ هم تشنه است
تشنه هم سنگ است
تاريك است
.
.
.
در كه باز شد بيا تو
. . . ؟!
اگر خواستي هم، بمان
پرچم و عرياني هم بپوش
.
.
.
سطر آخر كركس كه نباشد
هر كلمه اي خوب است...
من رسيدم […]!
.
.
.
مسير ِ طوفان را ببر به بيابان
خس خس ِ سينه افتخار ندارد...
تو اگر برسي
خواندنی هستی
حتی اگر نوشته نشوی !
واقعا لذت بردم...
این چیز دیگری بود / خوشم آمد
پاسخ دادنحذفبا احترام و پیوست | پاییز زیباست
ببینم یعنی کسی هست که دلتنگی نداشته باشد
پاسخ دادنحذفاگر هست دلم برایش می سوزد
چون از زندگی چیزی در ذهنش نخواهد ماند
..........
گاواره بان را
باورت می شود هزار بار بیشتر خوانده ام
نمی دانم چرا
درست مثل کتاب پداگوژی هر شب هم که دست بگیرم باز هم می خواهم اش
سلام دوست عزیز شعر خوبی بود. لطف می کنی به من سری بزنی. من البته بیشتر داستان می نویسم
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذفبا یک شعر تازه به روزم و منتظر شما
سلام حبیب جان
پاسخ دادنحذفآقا شعرت زیبا بود و خواندنی...بازی با کلمات و پارادوکس هایی که در کارهات داری بازی زبانی خوبی به پا کرده . این تصویر گرایی هم که داری خاص بینش تو ه برای همین خوب در جای خودش می شینه. فضاهای بین این شعر قرارداد های خوبی اند. سطر آخر قبل از هر فضای باز یه جنون آفرینی کاذب داره در متن . خیلی خوب بود.
آقا با یه داستان به روزم
با احترام
سلیمی شعرتو خوندم .عالی بود عالی هست.
پاسخ دادنحذفدیر آمدنم را فاصله مشمار
پاسخ دادنحذف.
.
.
شعرت را رقصیدم و فروتنانه ی حضور شاعرانه ات را ـ بی هیچ کلیشه و تکرار تعارفی ـ به شرم بی واژگی نشسته ام.
زندگی ارزانی همیشه هایت
نه به درس و اینا مربوط نمیشه حبیب . فقط معمولی خونم بالا زده .
پاسخ دادنحذفکار خوبی بود _ نسبتا -
خوش باشی
سلام
پاسخ دادنحذفافرین حبیب جان
"سطر اخر کرکس که نباشد
هر کلمه ای خوب است..."
بند ها قوت بالایی داشتند مخصوصا در استقلالشان
شاد زی
با " مکانیزمهای دفاعی متن " به روزم ...
پاسخ دادنحذفچیزی نوشته ام
پاسخ دادنحذفسلام اقای سلیمی نژاد
پاسخ دادنحذفبا شعری به نام "فوتبال"به روز هستم.منتظر شما
به روزم . به سختی .
پاسخ دادنحذفسلام ...حبیب جان ...نمی دونم زنده ام یا نه...فقط دعایم کن....به روز شده ام ...اما فقط برای رفع شرمندگی....اگر تونستس به روز کردنم رو به دوستان خبر بده که نای نوشتن برای من نمونده...
پاسخ دادنحذفآواز
پاسخ دادنحذفراهی نشان ده
کوتاه نباشد ،
وساده
بی هیچ رمز نماد ونشانه
بی هیچ کشته،
وبی هیچ هزارهزار راهرو
تاریک/ باریک/ کور
که به تو هم راهی ندارد ،
حالا که عشق را خلوتی
رها تر از هر خیال مجال می دهی
راهی نشان ده
.
سلام
پاسخ دادنحذفوبلاگ خوبی دارید!
پیشنهاد می کنم لینک وبلاگتان را در لینکستان سایت ما قرار دهید.
موفق باشید!
(تک سرفه ای ناگاه
پاسخ دادنحذفتنگ از کنار تو
آه...احساس رهایی بخش همچراغی)
نیستی همچراغ
گاهی فقط سرفه ای دیگران را مجاب می کند که هستیم.می گویم :مجاب، و نه آگاه.
بنویس.موج از پی موج.به امواج نخستین بازگرد و باز از نو.
دوست خوبم
پاسخ دادنحذفحضورت همیشه خوب است.
سپاس
خواندنی بودن اصل است و گرنه نوشته و نوشتنی زیاد است گرچه نوشتن جسارت می خواهد
پاسخ دادنحذفبه روزم . هنوزم به سختی ...
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذفبا یک شعر تازه به روزم ومنتظر حضورت عزیز
آخرین بار کامنتی گذاشتم بر شعر " ابدیت " شما.
پاسخ دادنحذفبند آخر ِ شعرتان بشدت حس دارد و القای ِ خوب.
***
نظر بدهید خوشحال میشوم.
ترنج
سلام وخسته نباشید
پاسخ دادنحذفبسیار زیبا می نگارید
قابل تحسین و متفاوت .............
........فرداهای تو روشن است.آنچنان که بخواهی،چون از گذشته ها به امروز سفر میکنی نیاز نیست تیرگیهای ایام رفته را همراه خویش بری.امروز پدیده ای شگفت است،سرشار توان وامکان،تا زندگی را بدان پایه بنا کنی که آرزومندی.......
در پناه یزدان باشید
بای
سلام.مهمون تازه وارد شما وبلاگ نویس ها هستم.میدونم سر میزنید.منتظرم...
پاسخ دادنحذفخوشحالم که وبلاگ خواننده ی خوبی مثل شما دارد . ممنون !
پاسخ دادنحذفسلام به شما شاعر اشعار تان را خو ا ندم در ظاهر به نظرم زیبا می آید ولی من چیزی زیادی آز آن متو جه نمی شم راستی به وبلاگ من هم سری بزنید و نظرتان را بگو یید با تشکر حق نگهدارتان
پاسخ دادنحذف